انتظار مهدويت؛ حقيقتی است که جهان با وجود او بر مدار عشق مي چرخد و خورشيد به يمن درخشش او، زمين و آسمان را نورباران مي کند انتظار؛ ديده به راه دوختن است، لحظه شماري کردن براي کسي يا انجام واقعه اي انتظار؛ به اميد کسي يا چيزي ماندن است، نگران شخص عزيزي يا امر مهمي بودن است انتظار؛ چشم به راه همه کمالات بودن و التزام به خوبي ها است انتظار؛ تلاش براي يافتن، مقاومت براي رسيدن و جهاد براي ساختن است انتظار؛ انتظار روز ظهور است و انتظار روز ظهور او، انتظار غلبه اسلام و قران است و انتظار غلبه قران و اسلام، انتظار تحقق وحده هاي الهي است انتظار؛ مجموعه اصول و معارف دين و تجلي ولايت ولي خدا (حضرت ولي عصر عليه السلام) استان تظار؛ سهم ديدگاني است که رو به آفتاب زيسته اند، سهم دلهايي است که شبانگاهان و چه بسا هر لحظه بر وسعت نيايش، جانب آسمان ريشه دوانيده اند.تفسير دقيق و واقعي الفاظ و اصلاحات اسلامي و درک صحيح آنها بر هر شيعه اي که بخواهد به روح والاي تعليم اسلام، حقيقت مکتب و برنامه هاي مادي و معنوي آن آشنا شود، بسيار ضروري است؛ چرا که کمال انسان در گروه فهم صحيح و دريافت درست تمام جنبه هاي دين و مفاهيم آن مي باشد .
عدم تعمق و تبيين کارساز تعاليم متعالي اسلام، باعث واژگونه معرفي شدن حقايق شده و در نهايت به رکود، انحطاط و وقوف منجر خواهد گشت. از اين نظر معرفي ارشادهاي واقعي دين در هر رشته و ارتباط آن با تحرک، فعاليت، اخلاق و کمال، اهميت فوق العاده اي دارد، بخصوص امروزه که به يگانگان با تهاجمات هرهنگي خود و نيز تبليغات غرض آلودشان در پي گمراه نمودن مردم و نسل جوان از شعائر الهي و انساني هستند، پس بر هر قلم واجب است که با ارائه آگاهي هاي لازم، نسبت به مفاهيم و مباني دين، جوانان تشنه و جوياي حقيقت را هر چه بيشتر سيراب کنند. چه بسا انحراف از درک آنها و غفلت از معرفي درست مفاهيم دين، باعث ضلالت اين قشر و ساير افراد شود.از جمله مفاهيمي که درک معناي صحيح و دقيق آن به اعتقادات انسان مربوط مي شود و در تبيين آنها بايد توجه فراواني مبذول داشت؛انتظار ظهور يا همان انتظار فرج است.
(الف) بیان مساله :
یکی از نیاز های مهم وضروری ما بعنوان منتظران حضرت بقیه الله اعظم امام زمان (عجل) شناخت امام در زمان غیبت هست . ما اول بدانیم که در زمان غیبت امام عصر وظیفه منتطران چیست .تا بتوانیم .زمینه ظهور امام ع برای انحضرت فراهم بیسازیم.
( ب) سوال اصلی :
انتظار فرج در وظایف منتظران همه ی بشر است ؟
( ج ) سوال فرعی :
آیا در قرآن کریم شواهدی بر وجود وظهور امام مهدی یافت می شود؟
اطاعت از امام غایب(ع) چگونه انجام بدهیم؟؟
ایا واقعا گناه عامل دوري ما از امام زمان میشود؟؟
مقصود از شناخت امام زمان چیست ؟؟
(د) ضرورت تحقیق :
یکی ازمباحث مهم وضروری درعصرحاضر،که(عصر انتظار) و( عصرظهور) مهدی موعود. شمرده شده است، و درجامعه جهانی- اعم ازجوامع دینی وغیردینی- مطرح وشایع است، مسأله (انتظار فرج منجی آخرالزمان وزمینه سازی) ظهور آن حضرت می باشد.
(ه) پیشنه تحقیق :
اگرچه در باره انتظار و وظایف منتظران بسیاری از ایات قران کریم و روایات فراوانی وارد شده است، علما ودانشمندان کتابهای زیادی نوشته شده است . به نظرم هرچه در باره امام عصر (عجل) نوشته شود وشبهاتی که در باره امام زمان . دشمنان اسلام مطرح ونوشته شده اند. ومینویسند باز هم کمه. لذا من وظیفه خودم دانستم که از همه ی مباحث مهم تر ودر باره وظیفه منتظران این تحقیق را انجام بدهم.
انتظار در لغت.
انتظار در لغت، به معنای چشم داشت و چشم به راه بودن و نوعی امید به آینده داشتن است؛ آیندهای زیبا و روشن و سرشار از صفا، آرامش و امنیت
انتظار در اصطلاح .
انتظار کیفیتی روحی است که موجب به وجود آمدن آمادگی برای ظهور و درک منتظَر میشود، و ضد آن یأس و ناامیدی است. هر چه انتظار بیشتر باشد آمادگی نیز بیشتر است؛ و گاه حالت انتظار به پایهای می رسد که خواب را از چشم میرباید، و هر چه عشق به منتظَر افزون باشد آمادگی برای آمدن او نیز افزون میگردد و فراق دردناک میشود تا جایی که منتظِر به چیزی جز منتظَر نمیاندیشد، و تمام آمال و آرزوهایش را در آیینه وصال او به تماشا مینشیند. از این رو و همة دردها و سختیها و مشکلات را در راه رسیدن به او تحمل میکند .
منتظر (به کسر ظاء) کيست.
کسي که اميدوار به رحمت الهي است و ناراحت و مايوس از وضع موجود است، به ظهور امام عصر (عج) يقين داشته و چشم به راه و امامده ياري اوست، چنين فردي منتظر ناميده ميشود ايجاد حالت انتظار در انسان و منتظر ناميده شدن او، مستلزم تحقق مقدماتي است که با فراهم شدن آنها انتظار حاصل شدني است و فرد به عنوان منتظر حقيقي شناخته مي شود. مهم ترين مقدمات چهار عامل ذيل هستند
(اول) يقين به ظهور حضرت: هر قدر علم و يقين شخص به ظهور امام زمان (عج) عميق تر باشد، انتظارش نسبت به آن بيشتر است و با وجود شک در اصل وقوع و يا سست بودن عقيده نسبت به ظهور، انتظار هم به صفر نزديک تر ميشود؛ زيرا يقين قوي و محکم در مورد اين مسأله ارتباطي مستقيم با اعتقاد فرد به وعده هاي قران و سنت داشته و وجود عقيده راسخ بر شدت انتظار مي افزايد
(دوم) نزديک دانستن امر ظهور .يقين داشتن انسان به اصل ظهور کافي نيست؛ بلکه اگر وقوع آن را در آينده اي نزديک ببيند؛ انتظار بيشتر شده و تا در احاديث اهلبيت(ع) آمده امر ظهور را دور نپنداريد، تا انتظار شديد تر شود. اينکه امام صادق(ع) فرموده اند:< آنها (کافران و ناباوران) ظهور امام را دور ميبيند ولي ما آن را نزديک مي بينيم > براي تشديد حالت انتظار در مومنان است هر چند که زود تر دانستن امر ظهور با استعجال که امر مذموم شمورده شده متفتوت است.
(سوم) دوست داشتن ظهور امام (ع) فرد معتقد به ظهور امام، هر مقدار ظهور موعود را دوست داشته باشد، بر شدت انتظارش افسوده شده و براي ظهور لحظه شماري مي کند؛ زيرا که تصور روشني از زمان ظهور دارد
(چهارم) دوست داشتن مهدي موعود (ع) با وجود علاقه، محبت دل بستگي فراوان درون فرد معتقد نسبت به امام، انتظارش نسبت به ظهور آن حضرت شديد تر خواهد بود.عوامل يا رشد باعث ايجاد حالت انتظار در فرد بوده و نبود و يا کمبود اين عوامل در ضعف انتظار مؤثر است . و فرد مقيد به انجام وظيفه انتظار، با تقويت اين مقدمات به عنوان يک منتظر واقعي محسوب مي شود.
منتظر (به فتح ظاء) کيست :
کلمه ي منتظر (بفتح ظاء) اسم مفعول از باب « افتعال» به معناي انتظار کشيده شده است که ديگران در انتظار او بسر برند. به عبارت ديگر، کسي که مورد انتظار شخص منتظر (بکسر ظاء) است و انتظار لحظه ي ظهور ورودش کشيده ميشود، منتظر (بفتح ظاء) گفته مي شود.
از زبان امام معصوم (ع) آن کسي که بايد در انتظار آمدنش بود، چنين معرفي شده است . حضرت شاه عبدالعظيم حسني (ع) : روايت مي کند که بر مولاي خود، امام محمد تقي (ع) وارد شدم و گفتم: من مي خواهم از قائم (ع) سوال کنم که آيا او همان قائم مهدي است؟ امام (ع) فرمود همان قائم مهدي است، کسي که واجب است در غيبتش انتظارش بکشند و در ظهورش او را اطاعت کنند و او سومين از فرزندان من است و سوگند به کسي که محمد را به نبوت مبعوث فرمود و ما را به امامت مخصوص گردانيد، اگر از عمر دنيا جز يک روز باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را آن قدر طولاني گرداند تا در آن روز قيام کند و زمين را همچنان که آکنده از ظلم و جور شده باشد، پر از عدل و داد نمايد. بنا بر حديث ياد شده، در عصر کنوني و دوران پر تکليف غيبت آن که بايد مورد انتظار همگان بوده و انتظار او کشيده شود، حضرت مهدي (ع) است. حال اين سوال مطرح ميشود که چرا حضرت مهدي (ع) را « منتظر » (به فتح ظاء) گويند.!
صقر بن ابي دلف گويد: از امام جواد (ع) پرسيدم که پس از حسن [امام حسن عسکري (ع) چه کسي امام است؟ ايشان چنين فرمودند: «إن من بعد الحسن ابنه القائم بالحق المنتظر»
فقلت له يابن رسول لله لم سمي القائم؟ قال: «لانه يقوم بعد موت ذکره و ارتداد اکثر القائلين بامامته» فقلت له: و لم سمي المنتظر؟: قال: لان له غيبه يکسر ايامه ها و يطول امدها فينتظر خروجه المخلصون و ينکره المرتابون و يستهزي بذکر الجاهدون وينجع فيها المتسلمون
« گفتم: فرزند رسول خدا! چرا او را قائم مي گويند؟همانا پس از حسن، فرزندش قائم، به حق امام منتظر است » فرمودند: « زيرا او پس از آنکه يارش از بين مردم برود و اکثر معتقدين به امامتش مرتد شوند قيام کند . گفتم: چرا او را منتظر (به فتح ظاء) گويند؟ فرمودند: « زيرا ايام غبيتش زياد شود و مدتش طولاني گردد، مخلصان در انتظار قيامش باشند و شکاکان، انکارش کنند و منکران، يادش را استهزاء نمايند و تسليم شوندگان در آن، نجات يابند»
آري رمز اينکه امام مهدي (ع) منتظر (به فتح ظاء) ناميده شده در کلام پاک امام معصوم (ع) به خوبي بيان شده است. و آن اينکه افرادي مخلصانه در انتظار قيام او و اتمام دوران غيبت طولاني اش هستند و هر گز دست از اين عقيده پاک خود نسبت به امامت ايشان بر نداشته و همچنان منتظر فرا رسيدن لحظه ظهورش بوده و نيز تسليم شدگان امر اويند.
آیا در قرآن کریم شواهدی بر وجود وظهور امام مهدی یافت می شود؟
آیات بسیاری پیرامون حکومت جهانی امام عصر (علیه السلام) وجود دارد که بزرگان دین در کتابهای معتبر وگرانبهایشان نقل فرموده اند، از جمله آنها (علامه مجلسی) که در کتاب شریف بحار الانوار بابی را به ذکر آیات قرآن کریم که به قیام امام زمان (علیه السلام) تاویل شده، اختصاص داده است، وما در این جا به چند نمونه اکتفا می کنیم:
در این زمینه، آیات بسیارى در قرآن کریم وارد شده که براى نمونه برخى از آنها را در اینجا مى آوریم.
۱ ـ در سوره «توبه» آیه ۳۳ در مورد جهانى شدن آیین اسلام و غلبه این دین مبین بر همه ادیان جهان، چنین آمده است:
)هُوَ الَّذِی اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدى وَدِینِ الحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ(
«او کسى است که پیامبر خود را با هدایت و دین حقّ فرستاد، تا دین حقّ را بر تمام ادیان غالب و پیروز گرداند، اگرچه
مشرکان کراهت داشته باشند»
۲ ـ در همان سوره آیه ۳۲، در مورد اراده خداوند بر تکامل نور اسلام، چنین آمده است:
(یُریدوُنَ أَنْ یُطْفِۆوُا نُورَ اللّهِ بأفْواهِهِمْ وَیَأْبَى اللّهُ إِلاّ أنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکافِروُنَ)
دشمنان مى خواهند نور خدا را با دهانهاى خود خاموش کنند، ولى خدا مى خواهد نور خود را کامل گرداند، اگرچه کافران کراهت داشته باشند
۳ ـ در سوره «نور» آیه ۵۵ در مورد وعده خداوند به صالحان و شایستگان و موادّ مورد وعده چنین آمده است:
(وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ آمَنوُا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخلِفنَّهُمْ فی الأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الّذِینَ مِنْ قَبْلِهمْ وَلَُیمَکّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الّذِی ارْتَضى لَهُمْ وَلیُبَدِّلَنّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوِفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی لایُشْرِکُونَ بی شَیْئاً وَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الفاسِقُون)
خداوند به کسانى از شما که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، وعده داده است که آنها را خلیفه و جانشین خود در روى زمین قرار خواهد داد. همان گونه که پیشینیان ایشان را خلافت روى زمین مرحمت فرمود. و آیینى را که بر ایشان پسندیده در سراسر گیتى خواهد گسترد، و ترس و هراسشان را به آرامش و امنیّت مبدّل خواهد نمود آنچنان که همگان تنها مرا پرستش کنند و هیچ چیزى را شریک من قرار ندهند. و کسانى که بعد از آن کافر شوند از پلیدان و بدکاران خواهند بود.
۴ ـ در سوره «غافر» آیه ۵۱ در مورد این که خداوند قطعاً فرستادگان خود را یارى خواهد نمود، چنین آمده است:
(إِنّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَالَّذینَ آمَنُوا فی الحیوةِ الدُّنْیا وَیَوْمَ یَقُومُ الأَشْهاد)
به طور قطع و یقین، ما پیامبرانمان و کسانى را که ایمان آوردند در زندگى دنیا و روزى که شاهدان حضرات معصومین(علیهم السلام) بپاخیزند، یارى مى نماییم۔
۵ ـ در سوره «انبیاء» آیات ۱۰۵ ـ ۱۰۶ در رابطه با وعده اى که خداوند به بندگان صالح و شایسته خود در مورد فرمان روایى آنان بر تمام جهان داده است، چنین آمده است:
(وَ لَقَدْ کَتَبنا فِی الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أنَّ الاَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحونَ)
ما پس از «تورات» در کتاب «زبور» چنین نوشتیم، که در آینده، صالحان و پاکان وارثان زمین خواهند بود۔
مسلمانان و تمام شیعیان بر اساس این عقیده سازنده، ایمان راسخ دارند که «حق» امرى اصیل، و باطل امر عارضى است، و هر عارضه اى دیر یا زود، سهل یا دشوار، از بین مى رود و خواه ناخواه، در آینده اى دور یا نزدیک، حقّ در همه جا حاکم و پیروز مى شود، و باطل و باطل گرایان محو و نابود مى گردند; زیرا تحقّق حقّ و عدل، سنّت خدا، و خواست خدا و وعدّه قطعى خداوند است و خداوند در وعده اى که به بندگان صالح خود داده است، تخلّف نخواهد نمود
۶ ـ در سوره «قصص» آیه ۴، در مورد آینده مستضعفان و حکومت آنان بر سرتاسر کره خاکى، چنین آمده است:
(وَ نُریدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارثِینَ)
و ما اراده کرده ایم بر آنها که در روى زمین به ضعف کشیده شده اند منّت نهاده، آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم۔
۷ ـ در سوره «سجده» آیات ۲۸ ـ ۲۹، در مورد روز قیام منجى بشریّت، و سرنوشت کافران، چنین آمده است:
(وَ یَقُولُونَ مَتى هذا الفَتْحُ إنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ * قُلْ یَوْمَ الفَتحِ لایَنْفَعُ الّذینَ کَفَروا اِیمانُهُمْ وَلاهُمْ یُنْظَرُون)
و ناباوران مى گویند: پس کى این پیروزى بزرگ فرا مى رسد اگر شما راست مى گویید؟ بگو (اى پیامبر) روزى که فتح و پیروزى فرا رسد، دیگر ایمان آوردن براى کسانى که قبلاً ایمان نداشتند سودى ندارد، و به آنان مهلت و فرصتى داده نمى شود
۸ ـ در سوره «صافّات» آیات ۱۷۱ ـ ۱۷۳ در مورد این که خداوند به انبیا و فرستادگان خود، و عده نصرت و غلبه همه جانبه داده است، چنین آمده است:
(وَ لَقدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرسَلِینَ * إنّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورونَ * وَ إنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الغالِبوُنَ)
ولى (وقتى قرآن آمد) به آن کافر شدند، و زودا که بدانند، و قطعاً فرمان ما درباره بندگان فرستاده ما از پیش (چنین) رفته است، که آنان (بر دشمنان خودشان) حتماً پیروز خواهند شد۔از مجموع آیات یاد شده به خوبى استفاده مى شود که جهان روزى را در پیش دارد که حکومت مطلق دنیا به دست پاکان و صالحان و افراد با ایمان خواهد افتاد، و طبق روایات و نویدهاى تمام انبیاى الهى، آن عصر درخشان و روزگار طلایى که مورد انتظار بشر و همه مسلمانان و شیعیان جهان است، همان روز قیام منجى عالم بشر، و دوران پر شکوه ظهور مبارک مهدى موعود (علیه السلام)خواهد بود
انتظار سازنده:
نوعي از انتظار که در واقع نگرش صحيح نسبت به امر مقدس انتظار است؛ انتظار سازنده يا همان هانتظار مثبت است که تعهد آور، مسئوليت آفرين، نيرو بخش و بحرکت درآورنده مي باشد.
با کمي دقت درمي يابيم که مفهوم راستين و واقعي انتظار عبارت است از: حرکت و تلاش سازش ناپذير در جهت مبارزه با ظلم و ظالم به منظور زمينه سازي حکومت جهاني اسلام و ظهور حضرت مهدي (ع)
اين مفهوم راستين داراي سه معناي تدريجي است که عبارتن از.
1)فرج و گشايش که همچون نقطه ي روشني است که انسان با انتظار به آن سو حرکت ميکند، پس حرکت بايد به سوي نقطه معيني باشد؛ اميد به رفع ظلم و تلاش در جهت ريشه کن نمودن آن، نه سکون و سکوت در برابر ستم گري هاي موجود در جامعه.
در حقيقت انتظار فرج، درمان کننده ي مشکل ياس است و شيعيان هميشه مخالف ستم بوده و ذکر هميشگي يشان در هنگام مقاومت ها « يا حجه ابن الحسن و يا مهدي» است به عنوان نمونه؛ زماني که رژيم سهيونستي براي ماندن در جنوب لبنان آمده بود تا به اشاعه ي فساد و تجاوز به ناموس ها بپردازد، شيعيان به امام مهدي (ع) روي آورده و اصلحه ها را به سوي تجاوزگران نشانه گرفتند و سرانجام پيروز شدند. پس علتي که وادار کننده ي هميشگي شيعه براي ستيز با دشمنان است، انتظار فرج مي باشد و اگر شيعه انتظار فرج را به طور کامل درک کند هيچ گاه، مظلومي باقي نمي ماند؛ زيرا شيعيان در اين صورت، ظلم را پذيرفته و خداوند آنها را پيروز مي گرداند.]
در مفهوم دوم انتظار فرج سازنده، توجه ما بسوي مرکز فرماندهي و ولايت الهي؛ يعني امام مهدي (ع) است. اين امر در رهبري معنوي؛ يعني مرجعيت باستاب يافته و اين که رهبر مذهبي مسلمانان به ويژه شيعيان بايد از بين پارساترين و نزديک ترين به ارزشهاي الهي انتخاب شوند به اين دليل هست که افرادي مثل علامه انصاري، سيد طباطبايي، آيت الله سيد ابو الحسن اصفهاني به عنوان رهبران شيعه، رو به سوي قله والا تري داشته اند کا آن قله امام مهدي (عج) است و ما اين قله بلند و متکامل را « انتظار فرج » مي ناميم. چون انتظار فرج به معناي واقعي و اصيل خود، ما را وادار به حرکت به سمت قله هاي روشن و افق هاي دور دست مي کند.3)مفهوم عميق تر انتظار فرج اين است که ما چون دوست دار امامين بايد آن طور که مورد پسند امام است زندگي کنيم و با يافتن الگويي مناسب که جست جوي الگويي مطلوب از جمله لصيل ترين صفات بشر است مي توانيم نقش خود را به نمونه کوچکي از آن الگوي برتر، دگرگون ساخته و اين الگوي مناسب که ارزش هاي والا در او تجسم يافته، امام مهدي( روحي فداه ) است. از اين رو در انتظار ظهور او بوده و سعي مي کنيم، با تهذيب نفس و ساير آمادگي ها، اعمال خود را مورد رضايت امام قرار دهيم و اين معناي والا و حقيقي انتظار فرج است.
انتظار در روايات :
انتظار در فرهنگ مطعالي اسلام، به ويزه در مکتب گرانسنگ تشيع از جايگاه ويژه اي بز خوردار است و در مباحث مهدويت، درخشندگي خارجي دارد. مجموعه رواياتي که از «انتظار» سخن گفته اند به دو دسته کلي تقسيم مي شوند.دسته اول: رواياتي است که به انتظار فرج و گشايش، به صورت عام و کلي اشاره کرده است، گرچه مصداق کامل و تام آن « فرج عمومي » در سطح جهان با ظهور حضرت مهدي (ع) نيز هست ولي هر گشايشي را شامل مي شود.
دسته دوم: رواياتي که در خصوص فرج قائم آل محمد (ع) و ظهور آخرين مصلح جهاني و موعود است.
(الف)انتظار فرج ؛ برترين عمل ها رسول مکرم اسلام چنين فرموده اند
« افضل اعمال امتي انتظار الفرج من الله عزوجل »؛« برترين عمل امت من، انتظار فرج از جانب خداي بلند مرتبه است.
(ب) دين بر پايه انتظار:
انتظار يکي از پايه هاي اساسي دين مورد قبول خداوند را تشکيل مي دهد.
قرار گرفتن انتظار حضرت مهدي (ع) در کنار شهادت به توحيد و نبوت و ولايت، حاکي از شدت اهميت و اعتبار آن در نزد خدا است. خداوند بر اساس مجموعه ي اصول مذکور است که اعمال بندگان را مي پذيرد پس اگر نقصي از ناهيه ي هر يک از اصول پيش آيد مقتضي براي اعمال حاصل نخواهد شد و بر اساس همين نکته است که مي توان گفت: هيچ عملي را از بنده غير منتظر نمي پذيرد. آمدن دو اصل پرهيز کاري و سخت کوشي هم رديف با انتظار قائم (ع) علاوه بر تصريح به جدايي نا پذير بودن « انتظار و ورع » و « انتظار و جهاد » به کامل نبودن دين بدون آن دو نيز دلالت دارد، همان طور که به عدم قبول انتظار بدون آن دو اشاره مي کند..
(ج) انتظار فرج؛ محبوبترين عمل:
در روايات امامان معصوم (عليهم السلام) انتظار نه تنها عمل و حتي برترين عمل بلکه بهعنوان محبوبترين عمل نيز شمرده شده است مردي از امام علي (عليه السلام) پرسيد: محبوبترين عمل نزد خداي بلندمرتبه کدام است؟ امام علي (عليه السلام) فرمودند انتظار فرج.
(د) انتظار فرج؛ عملي عبادي:
انتظار فرج در دين مبين اسلام، نه تنها بهعنوان برترين و محبوبترين عمل شمرده شده است، بلکه از آن با عنوان ديگري به نام «عبادت» ياد شده است به منظور بيشتر معرفي نمودن گلواژهي انتظار، تعبير ديگري در لابهلاي کلام نوراني معصومين عليهم السلام) به چشم ميخورد و آن اينکه، انتظار، بالاترين عبادت مؤمن، شمرده شده است . رسول اکرم (ص) در اين باره چنين فرمودهاند: «افضلُ العبادة انتظار الفرج؛ بالاترين عبادت انتظار فرج است امام علي (عليه السلام) نيز ميفرمايند: « افضلُ العبادة المؤمن انتظار فرج الله؛ برترين عبادت مؤمن انتظار فرج از جانب خداست.
تکاليف منتظران :
همانطور که ميدانيم انتظار، تجلي کامل تربيتهاي مکتب اسلام است که که هم شاخص منوّر عقائد حقّه از قبيل توحيد، عدل،نبوت، امامت و معاد است و هم تربيتهاي مکتب در آن متبلور شده است انتظار جرياني در دوران عميق غيبت است، اين دوران همچون مدتي است که معلم از کلاس خارج شده تا بنگرد که شاگردان، در غياب او چه ميکنند و نسبت به تکاليف سپرده شده چه عکسالعملي دارند؟ حال شاگرد مکتب انبياء الهي، هم همين گونه است. او حاضر در کلاس دين الهي است و بايد پيوسته مراقب خود باشد تا دست از پا خطا نکند و بداند که هم اکنون موقع خروج معلم ازکلاس است که ورودش از جمله احتمالات بوده و امکان دارد، او را در آن حال ببيند، پس منتظر، بايد در هر موقعيتي، رضايت خاطر معلم يعني همان منتظر را فراهم کند.پس از بيان اين تمثيل لازم است که به آداب عصر غيبت و ذکر مقدمهاي در اين زمينه بپردازيم. هنگاميکه در تعاليم و تکاليف دين، با بينشي عميق، صحيح و آگاهانه، غور و تفکر ميکنيم، به اين نتيجه ميرسيم که روزگار انتظار، روزگار رهايي، بيمسئوليتي يا به عبارتي ديگر دوران بيتفاوتي نيست، بلکه دورانهاي تکليف است، هم تکاليف فردي و هم تکاليف اجتماعي در اين دوران مسلمانان و منتظران واقعي، بايد پاسبان دين حقّهي الهي و تعاليم و احکام والاي آن باشند و اگر عصر بيتکليفي بود، بايد تکليف از افراد ساقط ميشد. درحالي که اينگونه نيست، بلکه عصر تمسک جستن به احکام الهي، بايد به قوت خود پابرجا باشد. از اين رو حضور همهي افراد چه در بعد فردي و چه در بعد اجتماعي لازمهي آن است همچنين همهي جوانب دين به ويژه در بعد فعال آن بايد مورد آموزش همگان واقع شود. بنابراين؛ عصر انتظار، عصر وظيفه و تکليف است که طبق احاديث معصومين (عليهم السلام) انتظار در کنار منتظر آورده شده، از اين رو، درمييابيم که منتظران براي اثبات انتظار خود تکاليفي دارند. هدف آن است که نوشتهاي دردست محبان و مشتاقان آن حضرت و همهي طالبان هدايت قرار گيرد که بتوانند به راحتي با وظايف خود در قبال حضرت حجت (عليه السلام) و حقوقيکه آن حضرت بر آنها دارد، آشنا شده و دست يابند و آنها را سرمشق خود قرار دهند و عمل کنند. در اين عصر که دشمنان دين بيش از گذشته و با حربههاي گوناگون خود به جنگ با دين و دينداري آمدهاند، ميبايست با تحقيق بيشتر در مباحث مربوط به امام زمان (عليه السلام) که خورشيد معنويت و اصل همهي محتويات است، خود را آمادهي مقابله با مکر آنان کنيم.
ابعاد عاطفي شور منتظر:
گواه صادق بر انتظار، شوق و اشتياق است که از يک سو در غم فراق و از ديگر سو در شوق وصال ميباشد. ابعاد عاطفي انتظار، که در حقيقت نقطهي اوج انتظار و گرمي و حرارت آن ميباشد، اشتياق است. اين عواطف و احساسات در ابعاد زير تجلي دارد:
دعا براي سلامت و تعجيل در فرج امام عصر : (عليه السلام)
يکي ديگر از وظايفي که بنابر تصريح حضرت صاحب الامر (عليه السلام) بر عهدهي منتظران و عاشقان آن حضرت، نهاده شده دعا براي تعجيل فرج است. و از آنجايي که دعا، عملي عبادي و نوعي خواستن است، برخاسته از مفهوم واقعي انتظار است به همين دليل جزء تکاليف منتظران ميباشد.امام عصر (عليه السلام) در توصيفي که خطاب به اسحاق ابن يعقوب (عليه السلام) صادر شده ميفرمايند: «وَ أکثَروا الدعاءَ بِتَعجيلِ الفرج فإنَّ ذلکَ فرجکُم؛ براي تعجيل در فرج بسيار دعا کنيد، همانا در آن، گشايش کار شما هست.
نتايج دعا براي تعجيل فرج:
دعا کردن براي تعجيل در فرج امام زمان (عليه السلام) داراي فوايد و نتايجي است که به اختصار به چندين مورد اشاره ميکنيم که اين نتايج عبارتند از: اطاعت از فرمايش حضرت ولي عصر، اظهار محبت قلبي، نشانهي انتظار، اداء اجر رسالت، زودتر واقع شدن امر فرج، رفع عقوبت از اهل زمين، برخورداري از ثواب احسان به حضرت صاحب الزمان، ثواب شهيد شدن در زير پرچم حضرت مهدي (عليه السلام)، دفع بلاء، دعاي حضرت مهدي در حق دعا کننده، برتري دعاي هنگام غيبت بر دعاي هنگام ظهور، رستگاري به شفاعت حضرت زهرا (عليها السلام) و نيز موارد ديگر
چرا امام زمان (عليه السلام) را نميبينيم :
روز جمعه به تعبير احاديث و روايات تعلق به امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) دارد. چون امام زمان (عليه السلام) وقتي ظهور کند همهي عقول جمع ميشوند، همهي احزاب نابود ميشوند، همهي مکتبها و مذهبها مضمحل ميگردند و تمام جهان تحت حکومت واحدهي حضرت مهدي (عليه السلام) قرار ميگيرند. لذا روز جمعه به نام نامي حضرت مهدي (عليه السلام) اختصاص پيدا کرده است آيا در عصر و زمان غيبت عمومي ممکن است کسي امام زمان (عليه السلام) را ببيند؟ يک مطلب غلط به ذهن خيلي از افراد رفته است و آن اين است که غيبت را به معناي نديدن براي ما معنا کردهاند. وقتي که ما ميشنويم امام زمان غايب است، يعني او را نميبينيم. غايب بودن مساوي با نديدن است. وقتي که ما به روايات زيادي که در باب حضرت مهدي است مراجعه کنيم به عنوان نمونه يک روايت پيدا نميکنيد که غيبت به معناي نديدن امام زمان (عليه السلام) باشد. برعکس، روايات، غيبت را اينگونه معني کردهاند: «امام زمان را ميبينيم ولي نميشناسيم.
گناه عامل دوري ما از امام زمان :
وظيفه شيعه در زمان غيبت چيست؟ غيبت امام زمان در اثر گناه و معصيتي است که ما انجام دادهايم. مرحوم خواجه نصير دربارهي امام زمان (عليه السلام) سه جملهي زيبا دارد: «وجودُه لطفٌ و تَصَرُّفُهُ لطفٌ و آخَر و غيبَتُه مِنّا در اينجا سه لطف مورد بحث است: يکي مربوط به خداست، ديگري مربوط به امام زمان است و لطف سوم مربوط به شيعه است. اما لطفي که منسوب به خداست، اين است که براي جهان امام بيافريند، براي جهان انساني کامل و جامع و فردي که واسطهي فيض و شمعگونه و شمع صفت باشد براي جهانيان خلق کند که خدا اين کار را کرد و اين لطف را خدا بر خودش واجب کرده است. لطف دوم مربوط به امام زمان (عليه السلام) ميشود که در دلها و در جهان ماده و معنا تصرف کند و کار امامت خود را انجام بدهد که انجام ميدهد. اين لطف را نيز آن حضرت بر خويشتن واجب نموده است .اما لطف سوم اين است که شيعه حضرت را بپذيرد، دوستان پيرو فرامين و نواهي امام زمان باشند؛ هرچه را او دوست دارد، دوست بدارند و با هر چيزي که او دشمن است دشمن باشند. هرچه او ميخواهد انجام دهند و هرچه را او را اکراه دارد از آن منصرف بشوند. اما شيعه اين کار را نکرد، لذا خواجه نصير ميفرمايد: «و غيبهُ مِنّا» لطف سوم را ما انجام نداديم، ما آماده پذيرايي و آمادهي پذيرش ورود امام زمان نشديم حضرت آيت الله بهاء الديني در يکي از جلسات خصوصي صحبتهاي جالبي ميکردند. از جمله فرمودند: بدانيد ما يک مهمان بسيار عزيزي داريم، اين مهمان عزيز فرودگاه و منزلگاهش قلب و جان ما و دل ماست، حواستان باشد. کاري نکنيد که آزردهاش کنيد و از قلب و جان و دل شما بيرون برود. فرمودند: اسمش را هرچه ميخواهي بگذار، که بنده اينگونه بهره بردم که اين ميهمان عزيز امام زمان (عليه السلام) ميباشد.
منتظر واقعي :
اما انتظار صحيح و مستدام: انساني که فرزندش رفته و گفته است يک روزه برميگردم و روزها، ماهها و سالها گذشت و نيامد، آيا او را فراموش ميکند؟ هر دفعه زنگ تلفن يا خانه به گوشش ميرسد از جا ميپرد، به اين اميد که خبري از عزيزش بگيرد و عزيزاني که مفقودالاثر دارند، اين معنا را درک ميکنند. هر پستچي که نامهاي بياورد فکر ميکنند از عزبزشان خبري آورده است، به اين ميگويند انتظار. يعني هر جمعهاي که ميآيد، هر نيمهي شعباني، هر موعد مناسب و هر لحظه و هر آن، در انتظار تشريف فرمايي قدوم مبارک آن حضرت به سر ميبرد
امام صادق (عليه السلام) فرمودند: «تَوَقّع أمر صاحبک ليلکَ و نهارَک؛ شب و روز در انتظار ظهور امام (عليه السلام) باش. اگر انسان چنين حالت انتظاري داشته باشد، آيا چنين انساني به دنيا ميچسبد؟ نه. ديگر آمال و آرزو دارد؟ نه. از غير امام زمان خالي ميشود؟ فقط به يک مطلب فکر ميکند و آن هم آمدن امام زمان (عليه السلام) است. عاليترين وسيلهي تهذيب نفس، کاملترين وسيلهي سير و سلوک الي الله، اين است که ربطمان را با ولي مطلق، با وسيلهي فيض، با سبب متصل بين آسمان و زمين و اهل زمين قوي کنيم. «در دل دوست به هر حيله رهي بايد کرد». اگر انتظار زنده شد، خيلي از کمالات را به دست ميآوريم، اما ما آن انتظار را نداريماگر مردم يک چک صد هزار توماني، دويست هزار توماني يا طلايي گم کنند، به جاهاي مختلف اطلاعيه ميزنند، جايزه هم براي يابنده و تحويل دهنده قرار ميدهند. عجب! به اندازهي صد هزار تومان چول و طلا و غير آن به دنبال امام زمان (عليه السلام) گشتهايم؟ ببينيم حضرت کجاست؟ ببينيم چرا غايب است؟ نکند که چشمهاي من در اثر گناه نور را نميبيند..
طهارت نفس :
اولين طريق عالي براي ارتباط با حضرت مهدي (عجل الله) انجام دادن واجبات و ترک معاصي و گناهان است. ما اگر در کلاس پاکي به اين مرتبه برسيم: 1- اعضاء و جوارح ما پاک از گناه بشود. 2- ذهن و افکار ما از خيالات و اوهام پاک شود. 3- قلب ما از رذائل اخلاقي پاک شود و در اين سه بعد طهارت، پاک شويم، آنگاه است که راه به سوي امام زمان (عليه السلام) مانند اتوبان و شاهراه باز است.
انتظار فرج در اسلام :
انتظار فرج در اسلام و به ویژه در مذهب تشیع، عبارت است از ایمان استوار به امامت و ولایت حضرت ولی عصر(علیهالسلام) و امید به ظهور آن آخرین ذخیره الهی و آرزوی فرا رسیدن روزگار رهایی مستضعفان از چنگال مستکبران، و تمام شدن دوران ظلم و ستم طاغوتیان، و پیروزی نهایی مؤمنان، و آغاز حکومت صالحان، تا پایان جهان است. که این انتظار دربردارنده تمامی مبانی اعتقادی اسلام است. انتظار فرج در اسلام، در واقع نوعی آمادگی است. آمادگی برای پاک شدن، پاک زیستن و دور ماندن از زشتیها و آمادگی برای حرکتی مستمر و دائم، با تلاش و کوششی پیگیر و خستگی ناپذیر توأم با خود سازی در مرحله اول و دگر سازی در مراحل بعدی و سرانجام آمادگی برای شرکت در انقلاب جهانی حضرت مهدی(علیهالسلام) که آغاز آن ظهور حضرت و فرجام آن، شکست تاریکیها و ظلمهاست و نتیجه آن، برپایی حکومت عدل الهی و تحقق قول و پیمان خداوند به عزت بخشی مؤمنان است. پس از روشن شدن اهمیت انتظار در زندگی بشر، به بررسی انتظار فرج در آیات و روایات میپردازیم تا مفهوم صحیح آن را دریابیم .حال برای روشن شدن مطلب به سراغ متون اصیل اسلامی و روایات پیشوایان معصوم(علیهمالسلام)میرویم و لحن گوناگون آیات و روایاتی را که از ائمه معصومین(علیهم السلام) درباره مسأله انتظار و ارزش و اهمیت این عقیده اصیل رسیده است، مورد بررسی قرار میدهیم.
اطاعت از امام غایب (علیه السلام:
وقتی معرفت امام در سینه ها شکوفه زد و با رعایت تقوا و پرهیزکاری عطر یادش فضای جان را پر کرد سخن از پیروی و اطاعت آن مظهر کمالات و فضائل به میان می آید.
براستی اطاعت چیست؟ اطاعت همان علت خلقت و آفرینش است. اطاعت یعنی ذوب شدن در خواسته های معبود و در مقابل او از خود ارادهای نداشتن. خداوند در قرآن می فرماید: یا ایها الذین أمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم.
همین اطاعت از خدا به دستور او، درباره رسول اکرم و ائمه معصومین(علیهم السلام( نیز مطرح می شود. مؤمن واقعی کسی است که از خدا و رسول خدا و ائمه معصومین اطاعت کند واطاعت از پیشوایان را در کنار پیروی از خداوند بداند چنانکه امام هادی (علیه السلام) در زیارت جامعه می فرماید کسی که از شما معصومین اطاعت کند از خداوند اطاعت کرده است شاید به طور خلاصه بتوان گفت اطاعت همان تطبیق دادن نفس با فرامین و خواسته های اهل بیت(علیهم السلام) می باشد اطاعت را باید ابتدا از مسائل اولیه شرعیه شروع کرد و محرمات و واجباتش را بشناسد. به انجام صحیح واجبات و ترک محرمات کوشا باشد. و با این کار ظرف درون را از آلودگی ها و خبائث حیوانی پاک نماید و دیو هوای نفس را از دل بیرون کند تا در آن زمان است که انسان دیوانه وار به دنبال مولای غایب می گردد و در همه جا او را جستجو می کند و از روی محبت و عشق، چون مولایش را لایق می بیند از او فرمانبرداری می کند و اوامر او را مطاع میداند. بنابراین وقتی انسان مطیع مولایش شد و اطاعت او را بر همه چیز مقدم کرد به تمامی وظایف خود عمل کرده و بر صراط مستقیم قدم برداشته است.
انتظار از ديدگاه حضرت امام خميني: (قدس سره)
حضرت امام خمینی(س) ضمن بیان برداشتهای مختلفی که از انتظار امام زمان(عج) در جامعه مطرح شده؛ به معنای صحیح انتظار اشاره کرده و فرمود: بعضیها انتظار فرج را به این می دانند که در مسجد، در حسینیه، در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان- سلام الله علیه- را از خدا بخواهند. از دیدگاه امام خمینی چنین افرادی که از صالحان نیز هستند، چنین اعتقادی دارند، به گونهای که برخی از آنان شمشیری را هم در خانه نگهداری کرده و منتظر حضرت هستند. این افراد به تکالیف شرعی عمل کرده و نهی از منکر و امر به معروف نیز می کنند ولی به فکر این که کار دیگری انجام دهند، نیستند. حضرت امام(رح) در ادامه افزودند: یک دسته دیگری بودند که میگفتند انتظار فرج این است که ما کار نداشته باشیم به اینکه در جهان چه می گذرد. بر ملت ها چه می گذرد؛ بر ملت ما چه می گذرد؛ به این چیزها ما کار نداشته باشیم؛ ما تکلیف های خودمان را عمل می کنیم؛ برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاء الله، درست می کنند؛ دیگر ما تکلیفی نداریم. البته این گروه تکلیف خود را فقط دعا کردن برای امام زمان(عج) میدانند و افراد نیکوکاری هم هستند ولی دسته ای دیگر کسانی هستند که معتقدند بایستی جهان پر از گناه شود تا حضرت ظهور کند و حتی نباید امر به معروف و نهی از منکر کنند. امام خمینی در ادامه فرمودند: دسته ای از این گروه بالاتر بودند و می گفتند که باید به گناهان دامن زد و مردم را به گناه دعوت کرد تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت- سلام الله علیه- تشریف بیاورند. این هم یک دسته ای بودند که البته در بین این دسته، منحرف هایی هم بودند، اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرف هایی هم بودند که برای مقاصدی به این دامن می زنند.
اعتقاد گروهی دیگر، از این نوع تفکر نیز فراتر رفته و معتقد بودند که ایجاد هر حکومتی در زمان غیبت بر خلاف دستور اسلام است و امام خمینی(س) از این گروه به عنوان افراد مغرور یاد کردند.
ایشان فرمودند: یک دسته دیگری بودند که می گفتند که هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است و بر خلاف اسلام است. آنها به بعضی روایات مغرور بودند که این روایات وارد شده است بر این امر که هر پرچمی قبل از ظهور حضرت برپا شود، آن پرچم، پرچم باطل است. آنها خیال کرده بودند که نه، هر حکومتی باشد، در صورتی که آن روایات (اشاره دارد) که هر کسی پرچمی را بلند کند با پرچم مهدی، به عنوان مهدویت بلند کند (باطل است. حضرت امام با فرض تایید چنین روایاتی فرمودند: آیا معنای این روایات این است که تکلیفمان دیگر ساقط است؟ یعنی، خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن نیست این معنا که ما دیگر معصیت بکنیم تا پیغمبر بیاید، تا حضرت صاحب بیاید؟ حضرت صاحب که تشریف می آورند برای چی می آیند؟ برای اینکه گسترش بدهند عدالت را، برای اینکه حکومت را تقویت کنند، برای اینکه فساد را از بین ببرند. آنگاه امام خمینی با بیان دلایلی طرح چنین نظریه ای را ابلهانه دانسته و فرمودند: آنکه می گوید حکومت نباشد، معنایش این است که هرج و مرج بشود، همه هم را بکشند؛ همه به هم ظلم بکنند برای اینکه حضرت بیاید. حضرت بیاید چه کند؟ برای اینکه رفع کند این را. این یک آدم عاقل، یک آدم اگر سفیه نباشد، اگر مغرض نباشد، اگر دست سیاست این کار را نکرده باشد که بازی بدهد ماها را که ما کار به آنها نداشته باشیم؛ آنها بیایند هر کاری می خواهند انجام بدهند؛ این باید خیلی آدم نفهمی باشد! سپس حضرت امام به نقش سیاست در این زمینه اشاره کرده و این نوع طرز تفکر را عامل غفلت مردم از ظالمین دانسته و افزودند: مسئله این است که دست سیاست در کار بوده، همان طوری که تزریق کرده بودند به ملت ها، به مسلمین، به دیگر اقشار جمعیت های دنیا که سیاست کار شماها نیست، بروید سراغ کار خودتان، و آن چیزی که مربوط به سیاست است، بدهید به دست امپراتورها، شما کار به سیاست نداشته باشید، حکومت مال ما، شما هم بروید توی مسجدهایتان بایستید نماز بخوانید! چه کار دارید به این کارها؟ این طرز تفکر از دیدگاه امام خمینی بر خلاف مفهوم انتظار است. چون نتیجه چنین دیدگاهی بر خلاف دستورهای صریح قرآن است حضرت امام در این زمینه فرمود: حکومت نبودن، یعنی اینکه همه مردم به جان هم بریزند، بکشند هم را، بزنند هم را، از بین ببرند، بر خلاف نص آیات الهی رفتار بکنند. ما اگر فرض می کردیم ۲۰۰ روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار می زدیم، برای اینکه خلاف آیات قرآن است. اگر هر روایتی بیاید که نهی از منکر را بگوید نباید کرد، این را باید به دیوار زد. این گونه روایت قابل عمل نیست و این نفهم ها نمی دانند چه می گویند.ایشان افزودند: آن پر کردن دنیا از عدالت را ما نمی توانیم (پر) کنیم. اگر می توانستیم؛ می کردیم اما چون نمی توانیم پر بکنیم؛ ایشان باید بیایند. الان عالم پر از ظلم است. ما بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم؛ باید بگیریم، تکلیفمان است. ضرورت اسلام و قرآن به ما تکلیف کرده است. ما باید فراهم کنیم کار را. فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم، کار را همچو بکنیم که عالم برای آمدن حضرت- سلام الله علیه- مهیا شود.
انتظار از دیدگاه مقام معظم رهبری (مدظله عالی)
انتظار فرج، انتظار دست قاهر قدرتمند الهى ملكوتى است كه بايد بيايد و با كمك همين انسانها سيطرهى ظلم را از بين ببرد و حق را غالب كند و عدل را در زندگى مردم حاكم كند و پرچم توحيد را بلند كند؛ انسانها را بندهى واقعى خدا بكند. بايد براى اين كار آماده بود… انتظار معنايش اين است. انتظار حركت است؛ انتظار سكون نيست؛ انتظار رها كردن و نشستن براى اينكه كار به خودى خود صورت بگيرد، نيست. انتظار حركت است. انتظار آمادگى است. …انتظار فرج يعنى كمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت براى آن هدفى كه امام زمان (عليه الصلاة والسلام) براى آن هدف قيام خواهد كرد، آماده كردن. آن انقلاب بزرگ تاريخى براى آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ايجاد عدل و داد، زندگى انسانى، زندگى الهى، عبوديت خدا؛ اين معناى انتظار فرج است.
ديدار اقشار مختلف مردم در روز نيمهی شعبان 27/ 5 / 1387
منابع و مآخذ :
مفردات الفاظ قران، جلد 3 ، ص361.
[2] نثر طوبي،ص476.
التحقيق في کلمات القران، ج12، ص176.
[سوره اعراف، آيه 71
شيوه هاي ياري قائم ال محمد، ص146-145.
کمال الدين و تمام النعمه،ج2،باب36، ص7،حديث1
[9] صحيفه امام خميني، ج18، ص202
گزيده کافي، جلد3،کتاب الحجج، ص257
بحارالانوار، جلد 72، باب 84، ح11، ص391
قيا و انقلاب مهدي از ديدگاه فلسفه تاريخ، ص15
امام زمان آرزوي بشريت، ص102
فرهنگ نامه مهدويت، ص58-56
بحار الانوار، ج52، باب12، ص122، حديث 2
بحار الانوار، ج67، باب 53، ص190، حديث2
تحف العقول، ص179
انتظار بهار باران، ص23
نوشته: محمد رضا مقدسي متعلم جامعه المصطفی در: پنجشنبه سوم اسفند ۱۳۹۶ |
مقاله .انتظار و وظایف منتظران حضرت بقیه الله اعظم (عجل)...ما را در سایت مقاله .انتظار و وظایف منتظران حضرت بقیه الله اعظم (عجل) دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 113